سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

17

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

وابن عباس را بر تجويز متعه زجر شديد نموده ، گفته : ( إنك رجل تائه ) ، پس هر كه غزوه خيبر را تاريخ تحريم متعه گويد ، گويا دعوى غلطى در استدلال حضرت مرتضى على [ ( عليه السلام ) ] مىكند ، واين دعوى ، شاهد جهل وحمق أو بس است . وجماعتى ( 1 ) از محدّثين أهل سنت روايت كرده‌اند از عبد الله وحسن ( 2 ) پسران محمد بن حنفيه : عن أبيهما ، عن أمير المؤمنين [ ( عليه السلام ) ] أنه قال : أمرني رسول الله صلى الله عليه [ وآله ] وسلم : أن أُنادي بتحريم المتعة . پس معلوم شد كه تحريم متعه يك بار يا دوبار در زمان آن سرور شده بود ، كسى را كه نهى رسيد از آن ممتنع شد ، وكسى را كه نرسيد از آن باز نيامد ; چون در وقت عمر در بعضي جاها اين فعل شنيع شيوع يافت ، اظهار حرمت أو ، وتشهير وترويج أو ، وتخويف وتهديد مرتكب أو را بيان نمود تا حرمت آن نزد خاص وعام به ثبوت پيوست . واز كلام عمر ثابت نمىشود مگر بودن متعه در زمان آن سرور ، واز آن لازم نمىآيد كه به وصف حلّيت باشد تا بقاى حكم حلّ آن لازم آيد ، واين امر بسيار ظاهر است .

--> 1 . در [ الف ] ( جماعه ) آمده است . 2 . در مصدر ( حسين ) .